با بزرگان روستای شیرازان-3 بقلم سید احمد طباطبایی
با عرض سلام
دوستان و عزیزان گرامی امید است با نگاهی هر چند گذرا و سریع
بتوانیم با افرادی که در روستای ما شیرازان بدنیا آمدند
و با کار و تلاش ایشان این روستا، ماندگار شده، و اینک ما
پا جای پای انان می نهیم را بهتر و بیشتر به شناسیم
این چند خط نمی تواند ایشان را به ما بشناساند
ولی امید است سبب شود تا ما بیشتر
در مورد ایشان تحقیق کنیم و در واقع خود را ریشه یابی کنیم
یاد داشت ها :: سید احمد علی طباطبایی

سید احمد طباطبایی

عمو سید احمد مردی خنده رو شاد و بسیار ساده بود.صدایی بلند و رسا داشت.قامتی نه چندان بلند ولی قوی و با صلابت.محبتش به هر رهگذری که از کنار استخر روستا میگذشت میرسید.همیشه زیر درخت تاین کنار استخر و روی سنگ تخت چشم انتظار مسافران ری بود تا از احوال فرزندانش جویا شود.یادش بخیر و روحش شاد.
فرزندان ذکور:سید حسین و سید علی


سید محمود طباطبایی
پدربزرگوار
شهید سید فضل الله طباطبایی

هنوز صدای خنده های زیبایش گوشمان را نوازش میکند و لبخند روی لبانش در یادها مانده است.هنوز صدای بلند و فریادش با آنهمه صفا و صمیمیت در گوش دلهامان جا دارد.یادمان نمیرود وقتی که خبر شهادت سید فضل الله را به او دادند دیگر خنده هایش تمام شد.نگاه هایش پر معنا شد و دیری بپایید که دوری فرزندش را تاب نیاورد و به دیار باقی شتافت.او عمو سید محمود بود
و اکنون عزیزان او سید رضا و سید محمد از او به یادگار مانده اند.


سید حسن طباطبایی

عمو سید حسن
عموی تمامی فامیل و غیر فامیل پیرمردی از نسل دوست داشتن
او مهربانی را بخوبی میشناخت صدایش لحن دلپذیری داشت
که آدمی را بسوی او میکشاند
او چندی پیش این صحنه را ترک کرد و بالا نشین این صحنه شد
یادش لب سنگ تخت هنوز ایستادگی میکند

سید ولی الله طباطبایی
لطفا تصاویر متحرک را کپی نکنید

مردی با وقار و با خدا.هر موقع که به مسجد میرفتی می دیدی که از همه زود تر آمده است.همه را از شوخی های بیمورد نهی میکرد.همگان را از اتلاف وقت بر حذر ،و به انجام کاری مفید تشویق میکرد.با زبان ساده و خودمانی اش بچه ها را نصیحت میکردکه زحمت بکشید و تلاش کنید،درس بخوانید و وقت گرانبهایتان را از دست ندهید.
او عموی خوب و مهربان ما سید ولی الله بود.پای منبری خوبی بود و صلواتهایش زیبا و دلنشین.روحش شاد
.فرزندان ذکور:سید رضا،سید حسین و سید محمد.

سید کمال طباطبایی

آقا سید بزرگوار،سیدی ساده و بی ریا و بی صدا،اهل تقوی و پاکی.اهل زیارت و مسجد و دعا.اهل پند و اندرز و مخالف با شوخی و خنده زیاد.مشوق درس و علم و پیشرفت.همه را به کار و تلاش دعوت میکرد و از بیکاری و تنبلی ناراحت میشد.او حاج سید کمال بود.اگرچه بیشتر زندگی اش را در اصفهان سپری کرد اما به شیرازان بسیار علاقه مند بود و خودش را شیرازانی میدانست.روحش شاد.
فرزندان:سید حسین و سید محمد.


میر محمد علی محمدی

چهره ای زحمتکش،با قدی خمیده،دستانی مهربان و سخت از کار و تلاش،نگاهی پر معنا،محترم و با شخصیت،اهل مسجد و نماز و دعا،جدی در امور روزانه و کشاورزی.او سید محمد علی محمدی حسن آبادی معروف به میرزا محمد علی بود.
فرزندانش:مرحوم سید حسین،مرحوم سید حسن و سید محمد که مانده است تا آوازه پدر را زنده نگه دارد.


سید محمود عطارد

مردی با قامتی کوتاه و دلی پر امید.با دستانی کوچک و مهربان و انجام کارهای بزرگ و طاقت فرسا.زندگی اش بسیار ساده و همه چیزش دورش بود.یک اطاق ساده و کوچک.خیلی با کسی کاری نداشت اما اگر سراغش میرفتی یا چیزی از او میخواستی چنان با مهربانی و آغوش باز پذیرایت بود که هیچوقت از یادت نمیرفت.اهل نماز و عبادت بود.او سید محمود عطارد بود
.فرزندان:سید محمد،سید حسین،سید رضا و سید عباس.یادش بخیر
