گویش مردم روستای شیرازان
بسکولی = بترکی کنا یه از پر خوری و زیاده خواهی
هورونی = هواکش و نور گیر
دربچه = پنجره یا دریچه
علُمه = متر سک علُمه سَرِ چُغُندِر= کنایه از بی تحرکی
بابا بابا ننه ننه =درموقع تعجب کردن از چیزی یا کاری استفاده میشود
زَلم زیمبُو = استفاده بیش از حد از زیور آلات
واره = آببند داخل جوی جهت تغییر مسیر اب استفاده می شود
واره سمبونه = موجودی به اندازه سوسک که واره را سوراخ می کند
گوتورنه = موجودی از خانواده سوسک که مدفوع حیوانی مثل پشکل بز را می قلتاند
کنا یه از کار بیهوده کردن است
آبچونه = سنجاقک
کرت = تقسیم بندی زمین کشاورزی
دفتین = شانه ای فلزی وکمی سنگین که در هنگام بافتن فرش روی تار و پود آن میزنند تا محکم به همدیگر بچسبد
دوالپا=
کال = محل استراحت گوسفندان در کنار کوه
آسیاب بونه = موجودی بسیار کوچک که برای شکار در خاک چیزی شبیه آسیاب قدیمی می سازد
سُوفه = بالکن دارای سقف
شلغم آبی =همان شلغم ولی بی مزه وغیر قابل استفاده کنایه از نا کار آمدبودن کسی یا چیزی
مال مالی = مارمولک
سُنتور = خزنده ای از خانواده سوسمار دارای رنگ خاکستری مایل به سیاه
بیشتر سر سنگها سرک می کشد و طول آن بین 30تا40 سانتیمتر است
واز حشرات تغذیه می کند
وَلاویلی= سرگردان و حیران
حَیوون= همان حیوان
آونگون = اویزان
کُلون = قفل
قیقاج= ویراژ دادن
کَلو = وسیله ای برای پایین آوردن شاخه درختان
کَبو تین= درخت سپیدار
اُورسی = کفش
تنگ کش = کمر بند محکم کردن پالان الاغ
جوب =همان جوی آب
تَکّه = بز با شاخ های بزرگ
تِییارت= نمایش همان تئاتر
جُنم مرگی =جوان مرگ شده
اَلنگاتی = لی لی کردن بازی گوشی
گِتنِه = بی ادب نکبت
خر چوسونه= حشره خرخاکی
ذغنَبُود = تلخ زهرآلود نفرین کردن
مَقبُل = خوب و شایسته
گرُا= چوب نی
دیل= علفی است بلند که در آب استخر می روید
بُی= رُتیل*
گاپُزی= خنگ و خول
اَمنیّه= ژاندارم پاسبان
ضَیفِه = همان ضعیفه زن مونث همسر
وَربِپِرِِی = نفرین بمیری
ناقولوسی = برآمدگی زیر گلو
قُربند = دهنه تنگ شده داخل قنات برای جلوگیری از تخریب سیل آب
سنگی دینگ دینگ کُنه = سنگی که دارای فلز باشد ودر اثر ضربه به آن صدای زنگ بدهد
سنگ خورشیدی = نوعی فُسیل شبیه نقش گوش ماهی بر روی سنگ
کُپه کوفت = به کسی گفته میشود که اَخمو باشد وزانوی غم بقل کرده باشد
قوّتی = تقویت کننده مخلوتی از گردو بادام و وو وو که با هم کوبیده باشند
گیرنه = نوعی بوته که برای روشن کردن آتش استفاده می شود
تون = آتش دان حمام
به تون طبس نیرون = نفرین کنایه از راه دور
جهندم = همان جهنم
وریو = حالت تهوع
دیگ دمرو = تاریکی کنایه از سرگیجه وسیاهی رفتن چشم
پاختر چله = کبوتر یا کریم
نی قلیون = کنایه از لاغر بودن
چیل = از خمره بزرگتر ومحل نگهداری گندم وحبوبات بوده است *
جَول = کیسه بزرگ را گویند
توبرِه = همان خُرجین است
بیگیرون = آتش را روشن کن روشن کردن
پَر پَری = پروانه شاپرک
پا بُر = قطع رفت و آمد
گالش = کفش چکمه
کوفت به اُن بُسارِِد بیگیرِد کوفت به اُن مُلی گَردَنِد بِیگِیرِد
جیزغاله = خیلی برشته شده وسوخته
پاره شِی = اشاره به شیطانی کردن کسی
گاپوزی = خُل و دیوانه
ظُلمو زَوَر = اشاره به بچه خیلی شیطان
نِجِس اُندِی = نجس و کثیف
آ خاخا خاخا = علامت تعجب از کاری یا چیزی
کُلاغلاغ = قارچ
بی مَنَایا مَنَای نکردن =منع کردن باز داشتن از کاری منع دیگران را نکردن
شَزّرِی = نوعی درخت بدون میوه درخت عرعر
کَلاغ جاره = نوعی کلاغ با سروصدای زیاد
سفره قندی = یک پارچه گرد به قطر تقریبی 80 سانتیمتر که دور تا دور ان
یک نخ کلفت داردمثل کش شلوار که درون آن قند می ریختند
دودورچی = نوعی سوتک دارای دو سوراخ که با اَنار کوچک و خشک درست میشود
ورووره = اگر نخی محکم را به تخته چوب نازکی ببندید وآن را دور سر بچرخانید
صدایی از آن خارج میشود. نوعی اسباب بازی کودکانه بود برای تقلید صدای ماشین جیپ
قُلاج=پوک زدن به سیگار
سُوک دیوار = گوشه دیوار
قال کردن = دادوبی داد کردن قال نکن داد نزن
لَرت : نمایان کردن، اشکار، یا روی بلندی قرار گرفتن
جُو جو : واو دوم ساکن است jojou : اسباب استراحت و خواب.... رختخواب
گیرنه : نوعی بوته گیاهی که زود آتش می گیرد و برای روش کردن آتش بکار گرفته میشود (فرستده سید علیرضا طباطبایی)
جادو جنبل یا جنبیل : جادو و شعبده بازی
جَلَب : بد ذات ، نابکار ،حقه باز، حیله گر
مستوجب = مستحق لایق
نباشی شاالله = نفرین درخواست مرگ
برخورید = توجه کنید
توتیا = اذیت و آزار
هاجیرتپا = دم جنبانک
هوتی کوپیلی = پرنده بیابانی به اندازه سار وخاکی رنگ